چرا باید از دست مخالف برای افزایش قدرت ذهن استفاده کنیم ؟ – تاثیر خارق العاده دست چپ در افزایش تمرکز

افزایش قدرت ذهن با استفاده از دست مخالف

افزایش قدرت ذهن

در این مقاله قصد داریم به موضوع بپردازیم که یا به آن پرداخته نشده یا اگر هم صحبتی در مورد آن شده بسیار سطحی و گذرا بوده است. در این مقاله می خواهیم در مورد افزایش قدرت ذهن با شما رازی مطرح کنیم که تعدادی از دانشمندان و افراد بزرگ از آن استفاده می کردند. چرا که یک روش اثبات شده از طرف آنها و یک مهارت خارق العاده برای شما خواهد بود.

که اگر به آن مسلط شوید توانایی انجام کارهایی را پیدا میکنید که شاید قبلا قادر به انجام آن نبود اید. در ادامه با روینیک همراه باشید تا پرده از اسرار این روش خارق العاده برداریم و از نظر علمی و تجربی بررسی کنیم که استفاده همزمان از دست چپ و راست به طور مساوی چگونه بر مهارت ما و توانایی های ذهنی ما تاثیر می گذارد.

مقدمه ای از تجربه نویسنده

بگذارید قبل از اینکه به مباحث علمی و تجربی این مهارت جالب بپردازم گوشه ای از تجربه خودم را با شما در میان بگذارم.

سال ۹۲ بود که داشتم در اینترنت میگشتم یا به اصطلاح خودمان چرخ میزدم که با مطلبی برخورد کردم که عنوان آن مطلب برایم بسیار جالب بود نوشته بود : (( از توانایی قسمت دیگر بدن خود آگاه هستید ؟ )). شروع کردم به خواندن آن ، در قسمت اول نوشته بود که : (( شما از یک مهارت بالقوه آگاهی ندارید که اگر آن را کشف کنید می توانید بازدهی تان را در طول روز مره و در هر زمینه که بخواهید بالا ببرید. ))

اول با خودم گفتم شخصی پیدا شده و حرفی برای خود در اینترنت زده است که شاید صحت نداشته باشد. اما از طرفی یک حسی به من گفت به تحقیق ادامه بده. من هم شروع کردم به ادامه تحقیق در مورد این موضوع که آیا استفاده از دست مخالف در پیشرفت ما صحت دارد یا نه ؟

میخواستم ببینم که آیا چقدر چنین چیزی میتواند صحت داشته باشد

به وبسایت ها و وبلاگ های بسیار زیادی سر زدم و حدود ۷ ماه را تحقیق کردم که به صحت موضوع پی ببرم. به یک سری از نتایج کوچک رسیدم. مثلاً اینکه در یک سری از وبلاگها نوشته بود افراد چپ دست میتواند از دو نیمکره مغز خود به یک اندازه استفاده کنند و افراد راست دست بیشتر از نیمکره سمت چپ خود استفاده میکند.

"<yoastmark

همه این موضوع برایم جذابیت داشت اگر کسی بتواند از هر دو دست خود با تکرار و تمرین به یک اندازه استفاده کند می‌تواند به عادات افراد چپ دست و راست دست مسلط شود.مثلا در چپ دست ها میزان خلاقیت از راست دست ها بیشتر است یا در افراد راست دست محاسبات ریاضی و انتزاعی کمی قوی تر است.

تحقیقاتم را گسترده تر کردم و متوجه شدم که مغز ما تا آخر عمر مان تغییر می کند و خود را با شرایط وفق میدهد. اما از طرفی هم متوجه شدم هرچه سن بالاتر می رود تغییر کردن عادات سخت‌تر می‌شود. من که آن موقع ۱۵ یا ۱۶ سال بیشتر نداشتم تصمیم خود را گرفتم که هر روز متن کوتاهی را با دست مخالفم تمرین کنم و در گذشت زمان ببینم که آیا واقعا این چیزی را که خوانده بودم حقیقت دارد.

تعدادی مشکل عجیب برایم پیش آمد اما موقتی بود

بعد از مدتی با  مشکلات بسیار جالبی روبرو شدم. تمرکزم دچار اختلال شد دست چپم کمی دچار لرزش می‌شد و گاهی هم استرس بسیار شدیدی می گرفتم. اما حدوداً چهار ماه گذشت و تمام آن آثار از بین رفت. من در هنرستان رشته برق را می خواندم و در آن زمان کارگاهی داشتیم به نام کارگاه برق صنعتی که باید مدارهای برق صنعتی را طراحی می کردیم. من در طراحی این مدارات خیلی قدرتمند عمل نمی‌کردم.

اینم بخون ، شاید به دردت خورد  فکر میکنید برای رسیدن به خواسته هایمان دیر شده است ؟

اما در اواخر ماه چهارم بود که متوجه شدم توانایی من در طراحی این مدارات بسیار عجیب رشد کرده و مدارات جالبی به ذهنم می رسید تا آنها را طراحی کنم. در صورتی که من در اوایل همان کارگاه عملکرد موفقی نداشتم و بسیار معمولی عمل می‌کردم.

در اوایل عملکردی کاملا معمولی داشتم

البته شاید با خود بگویید با تکرار و تمرین می توان این مدارها را طراحی کرد. اما نتیجه جالب اینجا بود که من تلاش خاصی در طراحی این مدارات نمی‌کردم و فقط با تمرینات دست مخالف بود که می‌توانستم مدارات را طراحی کنم. همین نتیجه کوچک باعث شد تا من تمرینات را با شدت بیشتری ادامه دهم. بعد از ۲ سال یعنی زمانی که ۱۸ ساله بودم بیشتر آثار آن را در ابعاد مختلف زندگی حس کردم.

این گوشه ای از تجربه من بود که با شما در میان گذاشتم که بدانید از هر سنی هستید شروع کنید به تمرین این مهارت به ظاهر بی اثر اما در عمل بسیار اثر بخش. در ادامه بیاید این مهارت را از نظر علمی بررسی کنیم و ببینیم که چرا استفاده از دست مخالف یا طرف مخالف بدن در انجام فعالیت های روزمره می‌تواند به ما کمک کند.

بررسی نحوه کار کلی مغز

افراد چپ دست
افراد چپ دست

ما در مغزمان دو نیمکره داریم که هر نیمکره وظیفه کنترل نیمی از بدن ما را بر عهده دارد. یعنی اینکه نیمکره سمت راست سمت چپ بدن را کنترل میکند ، و نیمکره چپ ما سمت راست بدن ما را کنترل میکند. در افراد چپ دست و افراد راست دست بهره‌گیری از نیمکره های مغز متفاوت است.

یعنی اینکه افراد راست دست نیمکره چپ مغز را بیشتر مورد استفاده قرار می دهند و افراد چپ دست به طور نسبتاً مساوی از نیمکره های مغز شان استفاده می کنند. در ادامه بیشتر توضیح خواهیم داد که چرا افراد چپ دست از نیمکره مغزشان نسبتاً به یک اندازه استفاده می کنند.

اما عده دیگری وجود دارند که با هر دو دست به طور مساوی می توانند کارهایشان را انجام دهند. افرادی که از هر دو دست خود به یک اندازه استفاده می کنند دارای یک تعادل مثال زدنی در استفاده از نیمکره های مغزشان هستند. تعادل در مغز این افراد این گونه شکل می گیرد که وقتی آنها به نسبت ۵۰ به ۵۰ از دست چپ و راستشان استفاده می کنند مغز دارای تعادل در مدیریت دو نیمکره می شود. این تعادل به این افراد کمک می کند تا بتوانند یکسری از توانایی‌ها را به وجود آورند یا به اصطلاح در خودشان یک استعداد به وجود آورند.

دو ماده جالب در قدرت ذهنی شما نقش دارند

در مغز ما دو ماده وجود دارد به نام ماده خاکستری و ماده سفید مغز که هر کدام از آنها یک مسئولیت به خصوص را به عهده دارد. ماده خاکستری مغز وظیفه ارتباط بین نورون های مغز را بر عهده دارد و ماده سفید مغز ارتباط بین دو نیمکره را کنترل میکند. نکته جالب در اینجا این است که ماده خاکستری مغز قابل تغییر نیست اما ماده خاک سفید مغز قابل تغییر است. یعنی اینکه همه افراد دارای یک مقدار تعریف شده از ماده خاکستری بوده ولی میزان ماده سفید را میتوان کاهش یا افزایش داد.

اینم بخون ، شاید به دردت خورد  چرا نوابغ دنیا لزوما موفق ترین و ثروتمندترین افراد نیستند ؟

ماده سفید مغز به وسیله یک سری از ترفند ها و تمرینات می تواند ارتباط بین دو نیمکره مغز ما را قوی تر کند. نتیجه این عمل ارتباطات ناگهانی و تصادفی در مغز بیشتر خواهد شد و در نتیجه ما می توانیم داده های بیشتری را بین  نیمکره ها و قسمت های مختلف مغز جابجا کنیم.

با تقویت ماده سفید ارتباطات بین نیمکره های مغز شما افزایش میابد

این جابجایی بین دونیمکره قدرت تحلیلی به شما میدهد که در زمینه های مختلف شگفت زده خواهید شد. طبق مطالعات و تجربه افرادی که بتوانند در مدت ۴ تا ۶ سال این روند را ادامه دهند بسته به سن آنها می توانند تا دو برابر در زمینه تجزیه و تحلیل مسائل و تا ۵۰ درصد خلاقیت بیشتر را تجربه کنند. البته این بدان معناست که بسته به پیگیری و تمرین شما در این زمینه می توانید نتیجه مطلوب تری را به دست آورید.

اما مسئله مهمی که اینجا مطرح می‌شود شروع کردن است. انعطاف پذیری مغز شما در بیست سالگی بسیار متفاوت است تا فردی که در پنجاه سالگی قرار دارد برای شما تغییر بسیار راحت تر است تا فردی که از شما سن بالاتری دارد هر چه زودتر شروع کنید نتیجه بهتری خواهید گرفت. در ادامه چند تمرین و تکنیک را به شما آموزش میدهیم تا برای شروع بتوانید آنها را انجام دهید.

باهوش بودن
باهوش بودن

مهم نیست که شما راست دست باشید یا دست چپ

مهم نیست که شما راست دست باشید یا چپ دست در هر صورت شما از یکی از نیمکره های مغزتان بیشتر استفاده می کنید. اما با استفاده از دو دست خود برای انجام کارها یا بهتر بگوییم طرف دیگر بدنتان استفاده کنید نتایج جالبی را به دست می آورید.

مثلا وقتی که شبها می خواهید مسواک بزنید اگر راست دست هستید از دست چپ خود یا برعکس برای مسواک زدن استفاده کنید مثلاً کارهای پیش پا افتاده ای را که در طول روز می خواهید انجام دهید با دست مخالف یا طرف مخالف بدنتان انجام دهید مثلا وقتی می خواهید غذا بخورید قاشق را در دست دیگرتان بگیرید و غذا بخورید.

مثلاً در طول روز یک متن کوتاه را با دست مخالف خود روی یک کاغذ بنویسید و این تمرینات را آنقدر ادامه دهید تا در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت شود و تبدیل به عادت روزانه شما شود.

باید آنقدر تمرین کنید که در ضمیر ناخود آگاه شما ثبت شود

تجربهای که خودم در این مدت چهار الی پنج ساله در استفاده از این مهارت داشتم ، متوجه شدم زمانی که در کلاس درس نصف زمان کلاس را با دست راست و نصف دیگر زمان کلاس را با دست چپ یادداشت برداری می کردم خستگی مغز من بسیار کمتر از افرادی بود که با یک دست شان یادداشت برداری می کردند. و نکته جالب تر آنکه تمرکز شما افت کمتری پیدا میکند تا افراد دیگر.

زمانی که تصمیم به شروع این تمرینات می گیرید بعد از گذشت یک مدت حواس پرتی ها اختلال در تمرکز و مشکلات ریزی که برای شما به وجود می آید همه بسیار موقتی هستند. این مشکلات به این دلیل به وجود می آیند که مغز در حال تغییر بوده و ساختارش را تغییر میدهد. و با داشتن صبر و پشتکار لازمه تمام این مشکلات از بین میرود و نتیجه ای که شما در نهایت می گیرید آنقدر شیرین است که تمام این مشکلات را فراموش می کنید.

چگونه دست مخالف یا طرف مقابل بدن خود را تمرین دهیم و شاهد افزایش قدرت ذهن باشیم ؟

همانطور که در  بالا توضیح دادیم برای آنکه بتوانید به این مهارت مسلط شوید باید یکسری از تمرینات ساده و روزمره را انجام دهید و با گذشت زمان متوجه تغییرات ایجاد شده در خودتان باشید. مثلا همانطور که در بالا مثال زدیم یکسری از فعالیت های ساده و روزمره را با طرف دیگر بدن خود انجام دهید مثلا شما فوتبال بازی میکنید.

اینم بخون ، شاید به دردت خورد  افراد موفق چه در مورد ذهن می­دانند که شما نمی­دانید ؟

در اوقات بیکاری و فراغت با پای مخالف خود به توپ ضربه بزنید یا زمانی که میخواهید مسواک بزنید این کار را انجام دهید و با تکرار و تمرین وقتی در ضمیر ناخود آگاه شما ثبت شود به طور ناخود آگاه آنرا انجام میدهید.

در انجام آنها پشتکار داشته بشید و سعی کنید آن را از روزمره خودتان حذف نکنید. چون در کوتاه مدت نتایج آن ملموس نیست و در دراز مدت است که تغییرات را حس خواهید کرد.

البته این نکته را هم یاد آوری کنیم که بسته به تلاش و تمریناتی که دارید نتیجه میگیرید یعنی اینکه با تمرین کم توقع نداشته باشید بتوانید کارهای فراتر از توانایی هایتان انجام دهید یا مثلا شبیه سوپرمن شوید.

سخن آخر

در وب سایت روینیک تمام مطالبی که بیان می شود ۸۰ درصد بر مبنای تجربه اعضای تیم و ۲۰ درصد بر اساس تحقیقات است که تیم آموزشی روینیک داشته و به نتایج مطلوبی رسیده ایم. که از صحت داشتن این تحقیقات مطمئن نشده ایم آن را منتشر نمیکنیم.

آنچه برای شما مطرح کردیم حاصل تجربه ، تکرار و تمرین است که در طول ۵ سال بدست آمده است. ما به هر آنچه با شما در میان میگذاریم ایمان داریم و نتایج آن را حس کرده ایم. برای آنکه شخصی بخواهد تاثیر داشتن یک نتیجه را باور کند باید عینا آن را تجربه کند.

مثلا وقتی شخصی میگوید برنامه ریزی کنید تا موفق باشید بسیاری از افراد میگویند :(( این حرف ها مزخرفی بیش نبوده و ما آن را قبول نداریم. )) و در کل نمیخواهند قبول کنند که شاید روشی که با آنها در میان میگذاریم تاثیر مثبتی دارد و به پیشرفت آنها کمک میکند.

کار مغز بازدارندگی از پیشرفت شماست.

همه ما بر اساس داده هایی که در حافظه مان داریم در مورد اتفاقات و چالش هایی که برایمان پیش می آید با آنها برخورد میکنیم. وقتی شخصی از یک تجربه در زندگیش خاطره خوبی دارد به شما هم پیشنهاد میکند به سراغ آن بروید اما وقتی از آن خاطره بدی داشته باشد به شما پیشنهاد نمیکند سمت آن بروید.

شما ابتدا باید ذهنتان را از اتفاقات بد پاکسازی کنید و بعد به سراغ تجربه جدیدی بروید. چرا که ذهن یک خاصیت بازدارندگی شدید دارد که مقابله با آن انرژی و زمان زیادی میطلبد. که این خاصیت بازدارندگی از رجوع مغز به تجربه های بد زندگی شما می آید. مثل شخصی که در کارش ورشکسته میشود خیلی برایش سخت است که دوباره شروع کند.

چرا که مغز آن خاطرات را برای شخص یادآوری میکند و آن را مثل یک فیلم مدام به شما یاد آوری میکند. که شما از حاشیه امن خود خارج نشوید.

تمامی اعضای وبسایت روینیک بهترین ها را برای شما میخواهد و این رسالت را در خود میبیند که بتواند سهم هر چند کوچک در پیشرفت شما داشته باشد.

اوقات فراغت، زمانی برای انجام کاری مفید است. این فراغتی که انسان پر تلاش بدست می‌آورد هرگز نصیب افراد تنبل نخواهد شد.

بنجامین فرانکلین

۱۰۰%
عالی

به این مقاله امتیاز دهید !

  • امتیاز

نظر خود را در مورد مقاله بنویسید

avatar
  Subscribe  
Notify of