چرا نوابغ دنیا لزوما موفق ترین و ثروتمندترین افراد نیستند ؟

بررسی تا داشتن هوش بالا در رسیدن به موفقیت

در این مقاله به این می پردازیم که حتما برای رسیدن به موفقیت باید هوش بالایی داشته باشیم ؟ یا اینکه عوامل دیگری هم در موفقیت ما نقش دارند. مثل سعی و تلاش ، مثل داشتن امکانات و چیزهای دیگر.

مثلا من که می خواهم به نویسنده قدری تبدیل شوم باید حتما از همان دوران کودکی توانایی نویسندگی داشته باشم؟ چقدر باید وقت بگذارم و خلاقیت به خرج دهم ؟ یا باید مثل افراد باهوش رفتار  کنیم ؟

این را هم بررسی می‌کنیم که ثروتمندترین افراد دنیا یا موفق ترین افراد دنیا حتما افراد باهوشی بوده اند ؟ چه ارتباطی بین هوش هیجانی و ارتباطات وجود دارد ؟

شخصی مثل جف بزوس چگونه توانست فروش آنلاین را متحول کند ؟

موسس علی بابا ( کمپانی بزرگ خرده فروشی دنیا ) چگونه از تدریس زبان انگلیسی و فقر به ثروتمندترین فرد چین تبدیل شد ؟

در ادامه با روینیک همراه باشید تا بفهمیم چه چیزی این افراد را به موفق ترین و ثروتمندترین افراد دنیا تبدیل کرده است.

فرد باهوش کیست و به چه فردی باهوش میگوییم ؟

ما همیشه فردی را باهوش خطاب میکنیم  که سرعت و قدرت تجزیه و تحلیل بالایی در حل مسائل داشته باشد و بتواند به قول معروف سر از همه چیز در آورد. اما شاید تعریفی که در ذهنمان داریم اشتباه باشد. باهوش بودن یک تعریف بسیار کلی و جامع است و نمیتوان گفت همه افراد باهوش هستند یا نیستند. طبق تحقیقات گسترده متوجه شده اند افراد دارای ۳۴ نوع هوش و توانایی مختلف هستند.

یعنی هر کس نابغه است اما در زمینه های خاصی. طبق تحقیقاتی که آموزش و پرورش کشور خودمان در کنکور انجام داده از ۳۴ استعداد شناخته شده ، داوطلبان حداقل چهار عدد از ۳۴ استعداد را دارا می باشند. یعنی اینکه همه ما به نوعی باهوش هستیم اما در زمینه خاصی که خودمان یا کشف کرده ایم یا باید کشف کنیم.

هوش هیجانی

یعنی همه ما به نوعی دارای یک نوع استعداد ذاتی هستیم که کشف کردن آن باعث میشود سرعت پیشرفت ما چندین برابر بیشتر شود. به گزارش جالبی از مجله فوربز برای شما بگوییم که هر ساله لیست ثروتمندترین افراد دنیا را معرفی می کند.

در تحقیقاتش به نتایج جالبی رسیده است. از بین ۱۰ نفر ثروتمندان دنیا که به استثنای سه تن از آنها که وارث بوده اند همه هفت نفر دیگر خود ساخته و تقریباً از صفر به چنین ثروتی دست پیدا کردند و یکی از مهمترین رمز موفقیت آنها را شناسایی توانایی و علاقه خودشان معرفی کرده است.

پیشنهاد میکنم مقاله زیر را که در مورد قدرت عادت ها برای شما عزیزان تهیه کرده ایم مطالعه کنید.

مقاله عادت

بعضی اوقات ما علاقه مندی های مان را تصادفی کشف می‌کنیم یا اینکه آن علاقه از قبل در ما وجود داشته و نسبت به آن بی توجه بوده ایم. زیاد از اطراف مان می شنویم که : (( ای کاش در زمانی که جوان بودم علاقه ام را دنبال کرده بودم و الان در همان چیزی که علاقه داشتم به پیشرفت خیلی خوبی تا الان رسیده بودم. ))

اینم بخون ، شاید به دردت خورد  از تاثیر اطرافیان در اعتماد به نفس خود آگاهید ؟

یعنی نقش علاقه از استعداد بیشتر باشد کمتر نیست و در بعضی از موارد افراد توانایی بالایی نداشته اند اما به سبب علاقه زیادشان به کار یا حرفه به خصوص موفق شده اند.

خوب برگردیم به سر بحث اصلی مان که داشتن هوش بالا لزوماً به معنی موفقیت صد درصدی ماست؟ پاسخ این سوال قطعا خیر است در ادامه با ذکر دو دلیل به شما اثبات می‌کنیم که برای رسیدن به اهدافتان نباید لزوما هوش بالایی داشته باشید.

  • به غیر از آی کیو که یک هوش در زمینه استعدادات ریاضی و بصری است دارای هوش های دیگری هم هستیم مثل هوش هیجانی مثل هوش اقتصادی مثل هوش مذهبی و ……..که میزان این هوش ها در افراد مختلف متفاوت است.
  • اینست که میزان کسب مهارت و تلاش افراد باهم متفاوت است و ممکن است شخصی در مسیر اشتباه تلاش خودش را به کار گیرد.

هوش هیجانی

اما نقش یک نوع هوش از دیگر هوش ها پر رنگ تر است. این نوع هوش ، هوش هیجانی یا EQ است. میخواهیم بفهمیم که هوش هیجانی چیست و به چه درد ما میخورد ؟

هوش هیجانی به طور ساده یعنی قدرت برقراری ارتباط با دیگر انسانها.

به مثال پایین توجه کنید تا نقش هوش هیجانی را به خوبی درک کنید :

شرکت اپل به دست دو نفر یعنی استیو وزنیاک و استیو جابز پایه گذاری شد. استیو وزنیاک کامپیوتری ساخته بود که عقیده داشت می تواند دنیا را تکان دهد.اما نمی دانست که آن را چگونه معرفی کند و در مورد عملکردش به جهانیان توضیح دهد. با استیو جابز آشنا می‌شود که دارای ارتباطات و فن بیان بالایی است یا به اصطلاح EQ بالایی دارد.

هوش هیجانی

زمانی که با هم آشنا میشوند ، وزنیاک طرز کار کامپیوتر را برای جابز توضیح می دهد.و زمانی که از قابلیت‌های خارق العاده این کامپیوتر آگاه می شود شروع به برگزاری کنفرانس های خبری و همایش می کند. تا قابلیت‌های این کامپیوتر را بیشتر به مردم نشان دهد. و آی مک به یکی از پرفروش ترین کامپیوتر های تاریخ تبدیل شد.

یعنی اینکه خیلی از افراد با استعداد ونابغه هم ممکن است EQ یا هوش هیجانی پایینی داشته باشند. در مثال بالا فهمیدیم که قدرت ارتباطی استیو جابز بود که توانست به نحو احسن کامپیوتر را معرفی کند و توانایی های آن را شرح دهد و این طور پر فروش شود.

شاید ما هم از کمبود هوش هیجانی رنج ببریم و نتوانیم با دیگر افراد به خوبی ارتباط برقرار کنیم چون در نهایت این ارتباطات ماست که توانایی های ما را به جامعه معرفی می‌کند و افراد را به سوی ما جذب می‌کند.

اینم بخون ، شاید به دردت خورد  افراد موفق چه در مورد ذهن می­دانند که شما نمی­دانید ؟

خب حالا شاید با خود بپرسید که چگونه هوش هیجانی مان را بالا ببریم؟

در مقاله ای که در آینده منتشر خواهیم کرد به طور کامل و مفصل در مورد هوش هیجانی صحبت میکنیم و راهکارهایی برای تقویت آن به شما معرفی میکنیم.

این اتفاق برای ما بسیار افتاده که از شخصی که توقع نمیرفت که حتی بتواند یک پیچ را سفت کند بعد از گذشت چند سال همان فرد تبدیل به یک فرد ماهر ومتخصص در کارش تبدیل شده است که باور آن برای ما بسیار سخت است.این فرد حتما روی دو چیز بسیار کار کرده :

  • روی ارتباطاتش یا به اصطلاح همان هوش هیجانی خودش
  • دیگر صرف زمان برای فراگیرییک مهارت و تخصص جدید.

همه ما افراد خجالتی و گوشه گیری را میشناسیم که به طور ناگهانی تبدیل شده اند به یک مجلس گرم کن و کسی که از صحبت کردن و چشم در چشم شدن برایش خجالتی ندارد و با هر کس میتواند به راحتی ارتباط برقرار کند. فردی را میشناسم که چند سال قبل حتی زمانی که می خواست سلام کند بسیار خجالتی و گوشه گیر بود.

اما تصمیم گرفت زندگی اش را تغییر دهد شروع کرد روی ارتباطاتش کار کردن و بعد از گذشت چند سال او را دیدم. متوجه شدم در سن کمی که دارد وضعیت مالی خوبی برای خودش فراهم کرده. شروع به صحبت کردیم و رمز موفقیتش را از او پرسیدم او گفت وقتی که چند سال پیش تصمیم گرفتم تغییر بزرگ در خودم ایجاد کنم شروع کردم به تحقیق کردن.

تحقیق کردن و مطالعه کردن یکی از بهترین راه های بدست آوردن اطلاعات است.

متوجه شدم که وقتی ما بتوانیم با افراد بیشتری ارتباطات صمیمی و محکم برقرار کنیم و یکسری از کارها را پیوسته پیوسته و مرتب انجام دهیم. می توانیم بخشی از مشکلات زندگی مان رابه راحتی برطرف کنیم. از او پرسیدم چگونه ؟

جوابی که برای هم به من داد خیلی برایم عجیب بود او گفت آن زمان که در مغازه ای شاگردی می‌کردم روی اینکه مهارتم را در آن کار زیاد کنم و کمی از خجالتی بودن بیرون بیایم مطالعه می کردم کتاب می‌خواندم تجربه میکردم و بعد از مدتی متوجه شدم که بیرون از مغازه به من پیشنهاد کار می شود و هر روز بیشتر میشد. همین شد که یواش یواش برای خودم کار کردم و در همین سن کم درآمدی دارم که شاید خیلی از افرادی که سالها کار کردند به درآمد یک ماه من نرسند.

افراد باهوش
افراد باهوش

گاهی ما انقدر عجله داریم  که نکات مهم و ریز را فراموش میکنیم که همین نکات ریز ما را به موفقیت میرساند. همه ما فکر میکنیم که در طول روز حتما باید ساعت ها کار کرد اما بهره وری و بازدهی اما در طول روز بسیار مهم تر است که بتوانیم کاری را انجام دهیم تا در آن به مهارت برسیم و با گذشت زمان این مهارت و تجربه  است  که در کنار هم ازما فرد آگاه و بالغی را میسازد.

اینم بخون ، شاید به دردت خورد  چرا نباید خودمان را با دیگران مقایسه کنیم ؟

به شما پیشنهاد می کنم حتما کتاب اثر مرکب  را بخوانید این کتاب کاملا جنبه علمی دارد و با دلایل کاملا منطقی به شما توضیح می دهد که برای رسیدن به یک هدف مصمم بودن و تلاش کافی نیست بلکه داشتن صبر و تحمل و انجام پیوسته فعالیت های خاص موفقیت بزرگی به همراه دارد.

سخن آخر

بعضی اوقات ما نیازی نیست حتماً کارهای بزرگ و عجیبی انجام دهیم. بلکه انجام یک سری از کارهای ریز و پیوسته است که با گذشت زمان ما را به موفقیت میرساند. اطراف خیلی از ماها انسانهای باهوشی را میبینیم که چه کارهای خیلی خوبی هم در طول زندگیشان انجام دادند اما نتوانستند به اندازه افراد دیگر به ثروت رسیده و موفقیت کسب کند.

همین جمله چند نکته را برای ما تداعی می کند :

  • رسیدن به موفقیت مستلزم صبر و تحمل است.
  • برای رسیدن به موفقیت لزوما نباید هوش بالایی داشته باشید.
  • انجام یک سری از کارهای ریز و روتین به طور پیوسته ما را به موفقیت میرساند.

حتما کتاب های اثر مرکب و برتری خفیف را بخوانید. این کتابها را به طور رایگان میتوانید در اینترنت پیدا کنید.

دوست عزیزم به عنوان جمله آخر می خواهم به شما بگویم که هر استعدادی که داری هر توانایی که داری و هر آنچه در ذهن تو میگذرد با ارزش است. هیچ انسان بی استعداد در این کره خاکی وجود ندارد همه ما دارای استعدادهای ذاتی هستیم و هیچ کس بر دیگری برتری ندارد. این جمله را همیشه به خاطر بسپارید به مدام به خودتان یادآوری کنید که اگر فردی را دیدید که در زمینه خاصی به موفقیت رسیده است با استعداد تر از شما در همه زمینه ها نیست.

بلکه او در جهت زمینه خودش تلاش کرده و به موفقیت رسیده است. زندگی افرادی که به موفقیت رسیدن را کمی کنکاش کنید ، بررسی کنید و ببینید چند سال طول کشیده تا فلان فرد به ثروت برسد یا به یک موفقیت بزرگ دست پیدا کرده است. شاید در  مسیری که قرار گرفته اید صبر نداشته باشید تا آرام آرام پازل های موفقیت کنار هم قرار بگیرند.

امیدوارم این مقاله مورد پسندتان شده باشد و ما گامی هر چند کوچک در پیشرفت شما برداشته باشیم نظرات با ارزش تان را برای ما به اشتراک بگذارید.

۱۰۰%
عالی

به این مقاله امتیاز دهید

  • نمره

نظر خود را در مورد مقاله بنویسید

avatar
  Subscribe  
Notify of