اصلا میدانید باور چیست و داشتن باور درست در موفقیت ما چه نقشی ایفا میکنند؟

چرا باید باورهای خود را تغییر دهیم ؟

در این مقاله می خواهیم در مورد موضوعی صحبت کنیم که شاید برای بسیاری از ما فقط در ظاهر یک کلمه باشد. اما اگر به باطن این کلمه نگاه کنیم معانی عمیقی را پیدا میکنیم که می تواند برای ما جالب باشد این کلمه باور نام دارد و داشتن باور درست. در ادامه با روینیک  همراه باشید تا این کلمه را از جهات مختلف بررسی کنیم و به چند سوال مهم پاسخ دهیم :

  • تا به حال  به این کلمه فکر کرده اید که همین کلمه چهار حرفی چه تاثیری می تواند در زندگی ما داشته باشد ؟
  • آیا این باورهای ما هستند که در زندگی به ما جهت می‌دهند ؟ (آیا این باورهای ما هستند که به زندگی ما جهت می­دهند ؟)
  • آیا باعث می‌شوند که ما حد و حدودی برای خواسته هایمان در نظر بگیریم یا سقف بالایی از انتظارات را برای ما ایجاد کند که باعث رشد ما در هر زمینه ای می باشد؟ 

تعریف باور چیست و قدرت باور چگونه عمل میکند ؟

تعاریف مختلفی برای باور در کتاب ها و بزرگان نقل شده است. اما همه آنها یک نقطه مشترک دارند و آن به اعتقاد عمیق به چیزی در زندگی است و آن را باور می نامند. اما بگذارید تعریف علمی و دانشگاهی آن را بیان کنیم:

سازمان با ثبات از ادراک و شناخت نسبی درباره جنبه خاصی از دنیای یک فرد است

تعریفی که در بالا برای شما گفتیم یک تعریف به اصطلاح آکادمیک است که بسیاری از افراد آن را درک نمی کنند. تعریف عامیانه باور به صورت زیر است :

 به قوانینی  گفته می‌شود که از نظر ما درست و صحیح است و به آنها پایبند هستیم.  

آنچه شما در زندگی به آن اعتقاد دارید باور شما را می سازد و همین باور باعث حرکت در زندگی خواهد شد. حال این حرکت می‌تواند به سمت خواسته‌های شما باشد یا ما را از آن منحرف کند. داشتن باورهای درست به اندازه داشتن هدف درست مهم است.

باورها مثل لوله تفنگ می ماند و شما هم گلوله آن. اینکه این لوله تفنگ شما را به چه سمتی پرتاب می کند اهمیت بالایی دارد. این باورهای ماست که به ما جهت میدهد و باید به آنها ایمان داشته باشیم.

داشتن باور درست
داشتن باور درست

همین که به یک موضوع یا یک چیز چقدر عمیقا باور داشته باشید شخصیت شما را هم خواهد ساخت. شخصیت هر کسی بر مبنای یکسری تفکرات عقاید باورها و غیره است که مجموعه ای از آنها شخصیت را شکل میدهد .

همین که بدانید چه چیزهایی باعث عدم پیشرفت یا پیشرفت شما در هر مسیری می شود یک گام بزرگ به سوی موفقیت برداشته اید. دلیل آن هم این است که اگر ندانید کجای کار مشکل دارد به سرعت هم به سوی تباهی خواهید رفت چرا که عادت بر مبنای باور شکل می گیرد

نحوه شکل گیری عادات

داشتن اعتقاد عمیق به هرچیزی باعث شکل گیری باور در انسان میشود که پایبند بودن به این اعتقاد و باور باعث تثبیت آن در ضمیر ناخودآگاه ما می شود و ضمیر ناخودآگاه ما بر مبنای آن تنظیم می شود. که در نهایت باعث به وجود آمدن یک عادت جدید میشود.

باور مجموعه ای از تجربیات، شواهد و … است. وقتی ما تجربه بدی از انجام یک کار داریم این باور را در ما به وجود می آورد که : (( اگر به سمت این کار بروی با این نتیجه روبرو می شوی.)) و تمام این کارها به صورت نا خودآگاه و غریزی انجام میشود که مغز برای حفظ خودش انجام می دهد. چون مغز در برابر هر فعالیتی که باعث افزایش مصرف انرژی یا کار شود مقاومت میکند.

متاسفانه همین تجربه بد خود عامل بازدارنده ای است که باعث جلوگیری از ریسک پذیر بودن ما در انجام یک کار می شود.به عنوان مثال افرادی که در کسب و کارشان زمانی ورشکسته شدند. احتمالش کم است که دوباره آن کسب و کار را از صفر شروع کنند.

اینم بخون ، شاید به دردت خورد  چرا در هر کاری پیشرفت نمیکنیم و به هدف نمیرسیم ؟

تاثیر باور بر افکار ما

تاثیر باور از جایی شروع می شود که دائم موضوع را برای خودمان تکرار میکنیم و آن را طوری قبول میکنیم که در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت می شود ، تصمیماتی که میگیریم ، کارهایی که انجام می دهیم و رفتارهایی که داریم تحت تاثیر باورهای ماست.

از جمله عوامل دیگری که می تواند بر افکار ما تاثیر بگذارد حضور افرادی در اطراف ماست که افکار آنها هم بر باورهای ما تاثیر می گذارد که در نهایت همین باورها تبدیل به افکار ما می شود. بسیار باید مراقب بود با چه افرادی نشست و برخاست داریم و اینکه چگونه تحت تاثیر آنها و حرف های آنها قرار بگیریم را باید مورد بررسی قرار دهیم.

وقتی که فردی به ما می گوید که مثلا در فلان زمینه استعداد دارید تاثیر مثبتی بر ذهن می گذارد و همین تاثیر مثبت گاهی مثل موشک ما را به سوی موفقیت سوق میدهد.

داشتن باورهای درست به تنهایی باعث پیشرفت نیست. بلکه باید فعالیتهایی را انجام دهیم که باعث شود این باور و افکار تبدیل به یک انگیزه بی پایان شود. که در نهایت همین انگیزه بی پایان تمرکز ما را به روی مسائل افزایش دهد و حل مسائل و مشکلاتی که در سر راه برای ما پیش می آید را به راحتی آب خوردن حل کنیم.

داشتن باورهای درست به تنهایی باعث پیشرفت نیست

بسیار شنیده ایم که میگویند باید اراده قوی داشته باشیم. آیا تا به حال فکر کرده ایم که همین اراده قوی از کجا نشأت می‌گیرد ؟

میان اراده ،انگیزه و باور یک رابطه بسیار نزدیک وجود دارد. چون که به صورت زنجیروار به هم متصل هستند و اگر در نقطه ای این زنجیره دچار مشکل شود اتصال میان تمام نقاط آن قطع میشود. ما برای آنکه بتوانیم باوری را در خودمان تبدیل به اراده بکنیم نیاز به یک انگیزه داریم.

ما برای آنکه بتوانیم باوری را در خودمان تبدیل به اراده بکنیم نیاز به یک انگیزه قوی داریم.

که آن انگیزه باید در ما به وجود آید. حالا با خودتان می‌پرسید چگونه باید انگیزه در خود به وجود آوریم و آن را تبدیل به اراده ای فولادین کنیم که هیچ چیزی جلوی ما را نگیرد. انگیزه از علاقه‌ مندی‌ ها به وجود می آید. مثلاً فرض کنید به داشتن یک وضعیت مالی بسیار عالی فکر می کنید و به آن علاقه زیادی دارید. همین علاقه زیاد در شما انگیزه را بوجود می آورد که حتما باید ثروتمند شوید.

داشتن باور درست

بعد از آن که این انگیزه در شما به وجود آمد تولید افکاری برای شما می‌کند که اراده قوی برای شما به دنبال دارد. دوست عزیزم اگر به دنبال یک اراده قدرتمند و واحد هستید ابتدا باید انگیزه انجام کار را هم داشته باشید. چرا که افراد بسیار زیادی هستند که در ابتدا تصمیم میگیرند تا به قله های بزرگ دست پیدا کنند اما بعد از مدتی سرد میشوند و دیگر آن مسیر را ادامه نمی دهند. چرا که علاوه بر داشتن یک انگیزه ضعیف خواهان نتیجه زودهنگام هم می باشند.

بسیاری از افراد به دنبال نتیجه زود هنگام هستند

چرا که اراده از دو قسمت مغز میتواند ایجاد شود :

  • اگر از ناخود آگاه ایجاد شود دارای دوام و قدرت بالایی است.
  • اگر از خود آگاه ایجاد شود دارای قدرت بالایی است اما دوام خیلی پایینی دارد.

با توجه به مسائل امروزی که در کشورمان به وجود آمده است ، افراد انگیزه خود را برای پیشرفت از دست دادند و متاسفانه به خاطر نداشتن همین انگیزه ، اراده خود را از دست می‌دهند. اما مشکل مهمتر از جایی شروع می شود که ما دقیقا نمی دانیم از خودمان و زندگی چه چیزی می خواهیم.

اینم بخون ، شاید به دردت خورد  فکر میکنید برای رسیدن به خواسته هایمان دیر شده است ؟

مثلا همه دوست دارند ثروتمند شوند اما کسی نمی داند که از چه راهی و چه مدت زمانی دوست دارد به یک فرد پولدار تبدیل شود. بسیاری از افراد دوست دارند در زندگی شان پیشرفت کنند اما به خوبی تعیین نمی کنند که چه چیزی آنها را  ارتقا می‌دهد. همه موفقیت می‌خواهند ، همه پیشرفت می خواهند. ولی همین تعیین نکردن هدف آنها را سال ها ممکن است عقب بیندازد.

برای پیدا کردن علاقه مندی هایمان در زندگی باید جستجو کنیم ، بررسی کنیم ، تحقیق کنیم و در نهایت به یک نتیجه برسیم که ما از چه طریقی قرار است انگیزه پیدا کنیم و در نهایت این انگیزه باورها و اراده ما را به وجود آورد.

به قول آنتونی رابینز که میگفت :

اگر شما بدانید از زندگی چه میخواهید ۵۰ درصد مسیر موفقیت را طی کرده اید.

کمی به متن بالا دقت کنید و به خوبی دوباره آن را بخوانید.

این موضوع از لحاظ علمی هم ثابت شده که وقتی فردی بداند به چه طریقی می خواهد پیشرفت کند ذهن ما  بر مبنای آن راهی که ما می خواهیم ادامه دهیم تنظیم می شود و یادگیری مسائل مرتبط با آن و مشکلاتی که مرتبط با آن است را راحت می کند.

همیشه دارای هدف های بسیار کمی باشید. با زیاد شدن اهداف و مسیرهایی که می‌خواهیم به وسیله آنها به موفقیت دست پیدا کنیم مغز ما گیج می شود و ما را از ادامه دادن تلاش منصرف می‌کند.

اما این که وقتی فردی این باور را در خودش تقویت می کند که می تواند به عنوان مثال یک تکنسین حرفه ای در زمینه خاصی شود افکارش هم اینگونه تنظیم می شود که دائم به او تلقین شود که تو در آن زمینه استعداد داری و باید تمام تلاش خود را به کار بگیری تا به سطح بالایی از آن مهارت برسی و روز به روز پیشرفت کنی.

تاثیر محیط اطراف و افراد در داشتن باور های درست یا بازدارنده

یک قسمت از باورهایی که در ذهن ما شکل میگیرد از طریق عوامل خارجی در ما ایجاد می شود. البته از طریق دیدن، شنیدن و تجربه کردن هم شکل می گیرد. تاثیر این عوامل در افراد مختلف متفاوت است.

به طوری که بعضی از افراد عقاید شان بر طبق باورهای دیگران شکل می‌گیرد و در عده ای دیگر تاثیر بسزایی در آنها ندارد. اینکه ما تعیین میکنیم تا چه حد نسبت به محیط اطراف حساس باشیم خودمان تعیین میکنیم. وقتی شخصیتمان را طوری بار آورده باشیم که با کوچکترین حرفی ناراحت یا طرز فکرمان عوض شود .تبدیل به فردی می شویم که به راحتی از مسیر پیش رویش منحرف می‌شود و راه دیگری را شروع می کند.

باور

بعضی اوقات این عوامل خارجی بر ما تاثیرات مثبت و منفی زیادی میگذارند. که ممکن است اعتماد به نفس و انگیزه ما را از بین ببرد. برای جلوگیری از چنین موضوعی باید کمی نسبت به محیط اطراف خودمان را محافظت کنیم. البته این به این معنا نیست که خودمان را در جای حبس کنیم و دیگر و دیگر با یک فرد ارتباط برقرار نکرد.

دقیقا برعکس ما باید در محیط و جامعه حاضر شویم اما به حرف هر کسی گوش ندهیم. یعنی اینکه این قدرت تشخیص را پیدا کنیم تا متوجه شویم انرژی که از طرف شخصی به ما منتقل می شود تاثیر شگرفی در تغییر باورها و عقاید ما دارد یا نه.

کمی به اطرافتان دقت کنید

به دوستان و نزدیکانتان دقت کنید. فردی که از لحاظ مالی دارای سطح بالایی است با افرادی در ارتباط است که دارای همان سطح مالی یا بالاتر میباشد. یا فردی که باهوش است دارای دوستان باهوشی است.

مثال های بسیار زیادی در اطراف مان پیدا کنیم که به خوبی برای ما روشن می سازند برقراری ارتباط با افراد موفق چقدر می تواند به پیشرفت ما کمک کند.

اینم بخون ، شاید به دردت خورد  از تاثیر اطرافیان در اعتماد به نفس خود آگاهید ؟

و یک نکته جالب این است که وقتی شما قدم به سمت پیشرفت برمی دارید به مرور زمان و کم کم دوستانتان هم تغییر می کنند. این موضوع برای بسیاری قابل لمس است چرا که همان را تجربه می کنند و یاد آن ضرب‌المثل افتادم که می گوید :

بگو دوستت کیست تا بگویم کیستی

و در نهایت باید دانست که این خودمان هستیم که قدرت انتخاب داریم. اینکه چه انتخاب هایی از عوامل خارجی داشته باشیم و گلچین کنیم که بر طبق آن رفتار کنیم صحبت کنیم و عمل کنیم. انتخاب های درست پایه و اساس یک موفقیت بزرگ را هم میسازند.

چرا داشتن باور درست اینقدر مهم است ؟

دوست عزیزم باور نقش فرمان برای ماشین را دارد. یعنی اینکه این باور است که به شما جهت می‌دهد تا در چه جاده ای قرار بگیرید که آخر آن جاده به ترکستان است یا به خوشبختی و موفقیت. یک سری از موضوعات را باید در خودمان بررسی کنیم و آنها را به صورت منطقی مورد بررسی قرار دهیم. اینکه چه باورها و طرز فکرهایی در ما وجود دارد که باعث می شود در سر جای فعل ایمان درجا بزنیم و اصلا” برای من مهم نباشد که این درجا زدن تا چه زمانی میخواهد ادامه داشته باشد.

یکی از اصل های مهم موفقیت داشتن باورهای درست و عقیده های صحیح است. ما خودمان با تحقیق، مطالعه و تلاش در طول یک مدت زمان خاص بگذرد از نتایج میرسیم که همین نتایج عقیده های ما را تشکیل میدهد. در بالا به شما گفتیم  باور نقش یک فرمان را برای ما دارد  که همین فرمان هم در دستان ماست حال ما به چه سمتی بپیچیم و در چه مسیری قرار بگیریم همه آن بستگی به خود ما دارد.

یکی از اصل های مهم موفقیت داشتن باورهای درست و عقیده های صحیح است.

مثلاً به شخصی از کودکی گفتند که: ((  اگر شانس نداشته باشی به هیچ طریقی در زندگی موفق نخواهد شد.)) همین کودک با همین طرز فکر بزرگ می شود. زمانی که به دوران بزرگسالی می رسد که زمان شروع کار و کسب و کار است بیشتر کارهایش را بر مبنای شانس انجام میدهد همین می‌شود که شاید با مشکلات بزرگی روبرو شود که به تنهایی از عهده آنها بر نمی آید.

افراد بسیار بسیار کمی در این دنیا وجود دارند تا به شما آموزش دهند چه باورهایی درست است و چه باورهایی نادرست. کسی به ما آموزش نمی‌دهد که چگونه آنها را در خودمان بوجود آوریم یا اینکه چه تکنیک ها و فرمولهایی وجود دارد که حداقل ما را در مسیر  داشتن باورهای درست قرار دهد. به دنبال این نباشید که فردی بیاید و دست شما را بگیرد تا به شما آموزش دهد چه چیز خوب است و چه چیز بد است.

تحقیق کنید سوال بپرسید و مهمتر از همه تجربه کنید تا بفهمید آیا باورهای درستی دارید یا نه. ما نمی توانیم فرمول خاص یا چارچوب خاصی برای باور تعریف کنیم چرا که هر کس بسته به طرز فکرش دارای باورهای منحصر به فرد خود است.

و در مسیر تغییر باورهای تان ثابت قدم باشید و تا زمانی که از داشتن باور درست به‌ خوبی مطمئن نشده اید دست از تلاش کردن برای تغییر عادت ها و باورهایتان بر ندارید. برای اینکه بدانید آیا باورهای درستی دارید یا نه ببینید آیا نسبت به ماه قبل پیشرفت از لحاظ فکری، مالی و….  داشته اید یا نه همین است که به شما می گوید راهی که دارید می روید به ترکستان است.

۱۰۰%
عالی

به این مقاله امتیاز دهید !

  • امتیاز

نظر خود را در مورد مقاله بنویسید

avatar
  Subscribe  
Notify of